![]() |
![]() |
|
| زمزمه های خوشبختی |
|
زندگی یک دانشگاه است. اگر در درسی قبول نشویم آن درس هر ترم برایمان تکرار می شود. اگر رویدادهایی در زندگی ما بارها و بارها تکرار می شوند یعنی ما هنوز درسی را که لازم بوده نگرفته ایم ودر امتحان آن درس قبول نشده ایم. بد نگوییم به مهتاب اگر تب داریم. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 17:3 توسط الهام |
|
|
ما در تمام عمر تورادر نمی یابیم اما تو ناگهان همه را در می یابی!
|
|
+ نوشته شده در
شنبه چهاردهم مهر 1386ساعت 10:2 توسط الهام |
|
|
خلیل جبران می گوید: یکدیگر را دوست بدارید اما عشق را به بند نکشانید بگذارید میان با هم بودنتان فاصله ایی باشد کنار هم بایستید اما نه چسبیده به هم! اغلب می خواهیم دیگران را وادار کنیم تا مطابق میل ما رفتار کنند واین تمایل را عشق می خوانیم حال آنکه آن تملک خودخواهانه است. شاید تعجب کنید که علت مشکلات جسمانی شما می تواند حس تملک یا دلبستگی ووابستگی شما به شخص یا موقعیت یا یکی از اوضاع و شرایط زندگیتان باشد. شاید بیشتر تعجب کنید اگر بدانید که باید از نظر عاطفی آن شخص یا آن موقعیت را رهاکنید تا بتوانید در ذهن وتن و امورتان شاهد شفا باشید. اگرچه اغلب اوقات دلبستگی عاطفی را والاترین شکل عشق می پنداریم اما عکس آن صادق است زیرا وقتی دلبستگی ووابستگی عاطفی رنگ و بوی تعلق به خود می گیرد به قیدوبند منجر می شود.حال آنکه عشق راستین یعنی آزادورهاساختن آنچه که دوستش می داریم. آدمی هرگز از طریق رهایی چیزی را از دست نمی دهد.رهایی دارای قدرتی مغناطیسی است وآنچه را که از آن شماست به سوی شما می کشاند. اگر بخواهید از طریق علاقه شدید عاطفی چیزی را که از آن شما نیست به دست آورید ثمره اش فقدان تندرستی خودتان یا شکل دیگری از عدم توازن وتعادل در زندگیتان خواهد بود. رهایی یعنی آزاد ساختن. یکی از موثرترین قانونهای شفا این است : دشمنانتان را ببخشید و دوستانتان را رها و آزاد کنید! منبع:کتاب قانون شفا |
|
+ نوشته شده در
شنبه هفتم مهر 1386ساعت 20:39 توسط الهام |
|
|
سلام دوستای خوبم چند روزه نگرانیام بیشتر شده تا ۴روز پیش از خدا چیزایی رو می خواستم که نداشتم اما حالا باید ازش بخوام همونایی رو که دارم ازم نگیره الان ۴روزه یکی از عزیزترین کسایی که تو دنیا دارم تو ای سیو بستریه سطح هوشیاریش پایینه بی تابی اطرافیان بیشتر زجرم می ده واسه اینکه اونا روحیشونو بیشتر از این از دست ندن خودمو خیلی کنترل می کنم اما خیلی سخته ازتون می خوام نزدیکای افطار منو ازیاد نبرین . من عشق را از انعکاس مهتاب در حوض خانه مادربزرگ آموختم او به من یاد داد محبت را ازقطره های باران بر علفزار بیاموزم او به من آموخت هر چه را می خواهم فقط از معبود یکتا بخواهم خدایا به حرمت همه چیزهای قشنگی که به من آموخت او را به ما برگردان. التماس دعا |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سوم مهر 1386ساعت 20:56 توسط الهام |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من به خود می گویم که چرا تنهایم ودراین تنهایی هیچکس نیست که با کوک دلم ساز کند هیچکس نیست کز احساس دلم سهم برد ودر اندیشه این تنهایی همچنان تنهایم
|
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
ترانه زمزمه با خدا راهی به سوی خوشبختی زمزمه های دلم کنترل ذهن و مثبت اندیشی رازهایی در مورد عشق جمله های کوتاه داستان ازدواج موفق |
|
RSS
|
|
فالنامه براي ديدن فال خود ابتدا نيت کنيد سپس بر روي يکي از دايره هاي موجود کليک کنيدتا فال خود را مشاهده کنيد |
|
|
|
كل بازديد ها :
|