![]() |
![]() |
|
| زمزمه های خوشبختی |
|
روزي مردي , عقربي را ديد که درون آب دست و پا مي زد او تصميم گرفت عقرب را نجات دهد , اما عقرب انگشت او را نيش زد. مرد باز هم سعي کرد تا عقرب را از آب بيرون بياورد , اما عقرب بار ديگر او را نيش زد رهگذري او را ديد و پرسيد: "براي چه عقربي را که نيش مي زند , نجات مي دهي" . مرد پاسخ داد:"اين طبيعت عقرب است که نيش بزند ولي طبيعت من اين است که عشق بورزم. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 17:51 توسط الهام |
|
|
از گابریل گارسیا مارکز میپرسند :
اگر بخواهی یک کتاب صد صفحه ای در مورد امید بنویسی چی خواهی نوشت؟
میگوید ۹۹ صفحه را خالی میگذارم . صفحه آخر در سطر آخر مینویسم :
امید آخرین چیزی است که میمیرد . |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 18:17 توسط الهام |
|
|
كودك نجوا كرد: « خدايا با من صحبت كن » و يك چكاوك آواز خواند ، ولي كودك نشنيد. پس كودك با صداي بلند گفت : « خدايا با من صحبت كن » و آذرخش در آسمان غريد ، ولي كودك متوجه نشد. كودك فرياد زد: « خدايا يك معجزه به من نشان بده » و يك زندگي متولد شد ، ولي كودك نفهميد. كودك نااميدانه گريه كرد و گفت: « خدايا مرا لمس كن و بگذار تو را بشناسم » ، پس خدا نزد كودك آمد و او را لمس كرد. ولي كودك بالهاي پروانه را شكست و در حالي كه خدا را درك نكرده بود از آنجا دور شد ! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 19:18 توسط الهام |
|
|
وقتی استادان موفقیت می گویند درزندگی شاد باشیدوهروقت بیداربودید بخندید بعضی از کسانی که گمان می کنند شادنبودن ونخندیدن روش خردمندانه تری است خنده تلخی می کنند وسنگینی و خرد را بهانه ناشادبودن می گیرند. اما حقیقت این است که انسان چاره ای جزشادبودن ندارد ومااگرشادنباشیم و خوشرویی رادرزندگی پیشه نکنیم سرانجامی تلخ وعذاب آور درانتظارمان است وآن سرانجام تلخ چیزی نیست جزتنهاییو بی کسی! شادبودن وشادزیستن یک انتخاب نیست که بعضی گمان می کنند می توانند آن را انتخاب نکنند و به جایش غم واندوه و غصه وناراحتی رابرگزینند. شادبودن ونشاط داشتن درتمام صحنه های زندگی حتی در سخت ترین شرایط یک الزام و اجبار است واگر غیر از آن عمل شود هیچ تضمینی به دیدن چهره شاد زندگی در لحظات بعدی وجود نخواهد داشت. انسان شاد و مسرور هیچ گاه تنها نیست واتفاقا تنها کسی است که افراد غمگین و وخسته وافسرده برای امید گرفتن و هم صحبتی به سراغشان می آیند.بچه ها در ایستگاه اتوبوس به کسی لبخند زیبای خودرا هدیه می دهند که متقابلا چهره ای شادوبشاش داشته باشد.در یک جمع مهمانی نگاه ها متوجه فردی است که لبخند می زند. قانون طبیعت می گوید:شاد نیستی !پس تنهایی و انزوارا تحمل کن وآن قدر در تنهایی دست و پابزن تا سرانجام دلیل بی کسی خودت را بفهمی و غم واندوه را به کنار افکنده وشادی را پیشه کنی. پس در تمام لحظات زندگی خود شاد باشید تا تنها نباشید به همین سادگی! منبع:مجله موفقیت |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 18:17 توسط الهام |
|
|
باتردیدو دودلی نمی شود زندگی کرد. این پاو آن پاکردن بالاخره آدم راازپامی اندازد. مشکل بزرگ خیلی ها اینه که دنیایشان بسیار کوچک است ودر یک دنیای کوچک وتنگ البته که نمی توان مسایل جهان بزرگ و پهناور راجای دادوبه حل و حلاجی اش پرداخت. بیایید بزرگ بیندیشیم ودنیای مان رابزرگ کنیم تا ازآنچه همین حالاهستیم فاصله بگیریم وبرترآییم . گاهی وقتها باسرسختی کردن روی سختیها راهم بایدکم کرد. اگرصلابت باشد هیچ راهی صعب العبور نیست........
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوازدهم دی 1386ساعت 14:38 توسط الهام |
|
|
باران به دلیل استمرارش سنگ را سوراخ می کند نه به دلیل قدرتش |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه ششم دی 1386ساعت 18:9 توسط الهام |
|
|
حکایتی است در مورد دهقانی ساده دل که برای دیدار استادی به خانه او رفت. استاد اورا به داخل برد وکمی سوپ به او تعارف کرد وقتی دهقان می خواست سوپ را سربکشد متوجه ماری کوچک در ظرف سوپ شد او نمی خواست استاد را از خود برنجاند به هر صورت سوپ را سر کشید ودر عرض چند روز به قدری بدحال شد که او را به خانه استاد برگرداندند. استاد دوباره اورا به اتاق برد ودر کاسه ایی کوچک برایش دارو درست کرد وبه دست او دادوقتی دهقان خواست دارو را بخورد دوباره چشمش به ماری کوچک درکاسه افتاد این بار با صدای بلند گله کرد که علت بیماریش همین بوده است استاد خندیدو به سقف اشاره کرد کمانی بزرگ از سقف آویزان بود. اوگفت آن چه می بینی انعکاس این کمان است ماری وجود ندارد. دهقان دوباره نگاه کرد تا مطمئن شود ماری در کاسه نیست او خانه را بدون خوردن دارو ترک کرد ودر عرض چندروز سلامت خودرابدست آورد. وقتی ما قیدوبندهارا درمورد خودمون ودنیامون می پذیریم انگار مارهای خیالی قورت داده ایم وآن ها همیشه واقعی هستند تا وقتی خلافش به ما ثابت بشه. وقتی ذهن نیمه هوشیارما باور یا عقیده ای را قبول کنه درست یا نادرست به طور مداوم افکار ما را تغذیه می کنه تاآن باور را حفظ کند. مثلا شما بی توجه باورکردید که ایجاد یه رابطه عاشقانه تو زندگیتون محاله وقتی این باور را برای خودتون تکرار کنید بی درنگ در ذهن نیمه هوشیارتان نقش می بندد ووقتی نقش بست ذهن تان را با چنین افکاری تغذیه می کند:هرگز کسی را ملاقات نمی کنم که از او خوشم بیاد یا او از من خوشش بیاد ممکن نیست همسری مناسب گیرم بیاد و.......... درنتیجه وقتی بافرد به خصوصی مواجه می شین این افکار به ذهنتان می رسد: چرا به خودم زحمت بدم فایده ای نداره او به من علاقه مند نمی شه. ذهن ما در جستجوی مدارکی است که باور خود را حفظ کنداگر منفی فکر کنید شواهد بیشتری برای عدم موفقیتتون پیدا می کنید در نتیجه دست از تلاش برمی دارید واگر مثبت فکر کنید واگه باور داشته باشید که برد با شماست متوجه می شوید که در احاطه شواهد و مدارکی قوی و محکم هستید که این باورها را حفظ می کند. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوم دی 1386ساعت 18:36 توسط الهام |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من به خود می گویم که چرا تنهایم ودراین تنهایی هیچکس نیست که با کوک دلم ساز کند هیچکس نیست کز احساس دلم سهم برد ودر اندیشه این تنهایی همچنان تنهایم
|
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
ترانه زمزمه با خدا راهی به سوی خوشبختی زمزمه های دلم کنترل ذهن و مثبت اندیشی رازهایی در مورد عشق جمله های کوتاه داستان ازدواج موفق |
|
RSS
|
|
فالنامه براي ديدن فال خود ابتدا نيت کنيد سپس بر روي يکي از دايره هاي موجود کليک کنيدتا فال خود را مشاهده کنيد |
|
|
|
كل بازديد ها :
|